0
0
تشریح کلمه انشالله

انشالله و قانون جذب

1977 بازدید

با سلام خدمت دوستان عزیزم.

در این قسمت در مورد کلمه انشالله صحبت میکنم امیدوارم استفاده کنید از این آگاهی و بدانید تمام جهان هستی از قوانین و علومی تشکیل شده است که بدون هیچ خطا و مشکلی هر لحظه رو به گسترش است.و اگر ما این قوانین را به صورت عملی در زندگی خود به اجرا در بیاوریم  روز به روز شاهد اتفاقات  زیبایی  در زندگی خود  هستیم.

وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا
و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام می‌دهم»…
إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًا
مگر اینکه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش کردی، (جبران کن) و پروردگارت را به خاطر بیاور؛ و بگو: «امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند!»
کهف 23-24

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://radiohast.com/?p=5156
محمد حسین
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوک

باکس دانلود

نظرات

7 نظر در مورد انشالله و قانون جذب

دیدگاهتان را بنویسید

  1. با سلام خدمت دوستان مهربان واستاد گرانقدر ،
    قبل از هر نوشته ای از محضر استاد بزرگوار که برایمان این آگاهیهای نایاب را از قرآن استخراج می کنند و با ما به اشتراک می گذارند کمال تشکر وامتنان را دارم. استاد عزیزمان این سری درموردکلمه ی (ان شاء الله) با ما لب به سخن گشوده اند.آنچه که من از زعم خودم،از گفته های استاد دستگیرم شد این بود که فهمیدم وقتی ما می خواهیم کاری را در دنیا انجام بدهیم اینگونه نیست که مثلا” بگوئیم ان شاء الله من فلان کار را انجام می دهم و بتوانیم آن کار را انجام بدهیم! البته نه اینکه نشود می توانیم آن کار را انجام بدهیم امّا با یک شرط بزرگ!!؟و آن هم اینکه اگر در قوانین ربّ باشد؟ یعنی جزء علوم عالم هستی ومشیّت خداوند باشد، بله ،آن موقع هست که میتوانیم به خواسته مان برسیم.در این خصوص براینکه مطلب بیشتر و بهتر در ذهن من باز شود از خداوند خواستم تا کمک ام کند قضییه را ریشه ای تر بفهمم،البته ناگفته نماند که استاد عزیزمان مثال های بسیار واضح وزیبایی در این مورد زده اند…به عبارتی من از (فضل) خداوند اضافه ترخواستم؟ و خداوند اینگونه مرا آگاه تر ساخت، باتوجه به اینکه رشته ی تخصصی من سالیان سال در حیطه ی ورزش هست. والخصوص در رشته ی ورزشی ژیمناستیک ، یادم آمد که ما یک سری مسابقات داریم به نام (مسابقات سطح بندی ) که در این مسابقات اگر ژیمناست کاری حرکتی را به اجرا می گذاشت ، هرچند که آن حرکت جزء سخت ترین وآکروباتیک ترین حرکات بود،اگرآن حرکت جزء حرکات کددار ،در قوانین بین المللی داوری بود، ازآن امتیاز می گرفت واگر نبود امتیازش برابرصفر بود!!!!یعنی باید ژیمناست کار دقیقا” اون حرکتی را اجرا می کرد که جزء حرکات،کد دار بود؟والا هیچ امتیازی نمی گرفت.و بعد مطلع شدن افراد از اعلام نتایج نهایی ،کسانیکه هرچند حرکات بسیارسطح بالایی را اجرا کرده بودند امتیازشان برابرصفر و یا کمتراز حدانتظارشان بود!شروع به شکوه وگلایه، شکایت و گریه وزاری …می کردند هیچ کدام از این بحث وگفتگوها،در نهایت اصلا”بر روی امتیازشان تاًثیری نداشت وکار به جایی نمی توانستند ببرند.حتی دراین اثناء چه بسا ژیمناست کارانی که نسبت به کسانیکه چندین سال کار کرده بودند وحرکات قدرتی سخت و بسیار بالایی اجرا می کردند ، خیلی مهارت نداشتند و درآن سطح هم نبودند! اصلا”برنده ی مسابقه هم می شدند؟! چرا؟ چون فقط آن قسمت از حرکاتی که جزء قوانین کد دار بود را ازقبل می دانستند و اجرا می کردند درنتیجه امتیازاش راحالا به نسبت اون فاکتورهای تعیین شده بعد از کددار بودن در قوانین داوری مثلا” : (تمیز وزیبا اجرا کردن حرکت و یا حفظ تعادل در حرکات جهشی ، پرشی وقدرتی…) می گرفتند. بنابراین یهو در ذهنم خطور کرد که آهان پس شاید این دنیا هم همین طوری هست؟! اگر ما بخواهیم در این عالم جزء نفرات برنده باشیم ،یعنی بخواهیم به خواسته هایمان برسیم باید مثل شرایط همان مسابقه حرکات و کارهایی را انجام بدهیم که (چطور آنجا جزء قوانین کد دار داوری بود) الان اینجا هم باید جزء قوانین کد دار خداوند باشد! تا هم در این دنیا وهم در آن دنیا امتیاز بگیریم؟والا اگر صدبارهم بگوئیم ان شاء الله فلان کار را انجام می دهم و آن کار جزء قوانین کددار خداوند نباشد، به عبارتی در مشیّت ربّ هم نباشد،هرچند بسیارتلاش کنیم،زجر بکشیم و…کار به جایی نمی رسد امتیازمان برابر صفرهست که هست؟! یعنی آن کار به عبارتی هیچ وقت انجام نمی شود.بنابراین بیهوده خودمان را به هر دری نزنیم و با تکیه بر گفتن یک سری کلمات که حتی از کالبد اش هم آگاه وخبردار نیستیم و بعضا” حتی از دست آن کلمات زیبا هم به دلیل ناآگاهی مان دلخور می شویم راه نادرست را طی نکنیم ،چون که اصلا” امتیازی ندارد ودر نهایت پوچ هست! و باید و باید با قوانین کددار علوم عالم هستی ربّ مان پیش برویم . یعنی ابتدا از خداوند درخواست کنیم وسپس برای رسیدن به آن خواسته ی مورد نظر باتوجه به مراحل تکاملی مان ومشیّت خدواند و…از ربّ مان هدایت وراهنمایی بطلبیم تا ماهم جزء افراد برنده در هر دوعالم باشیم. در آخر از ربّ استاد بزرگوارجناب آقای لطفی که عاشقانه این آگاهی های بی نظیر را با ما به اشتراک می گذارند بی نهایت متشکر هستم .همچنین از خانم سلمانی عزیز که در امور سایت هرلحظه یاری رسان دوستان هستند کمال تشکر را دارم . در پناه الله یکتا شاد، سلامت، ثروتمند،درهردوعالم باشید.

    13

  2. سلام به استاد عزیز وگرامی سپاسگذارم بازمثل همیشه بسیاررسا وشیوا بیان کردین وبافهمیدن این آگاهی بسیاری ازشرک هایی که داشتیم برطرف شد وازشرنجواهای شیطانی نجات پیداکردیم ودیگر به خود احساس گناه نمیکنیم ومسئولیت پذیرتر شدیم ودیگر اعمال انجام نشده خود روگردن خدا نمی اندازیم ونمی گوییم خدا نخواست ،فقط کافیه مابخواهیم ودرمشیت سیستم قراربگیریم ،خدایاشکرت برای کسب این آگاهیها ازبیان ساده وگیراودلنشینتون ،الحمدالله هذامنفضل ربی

    5

  3. سلام به رب زیبای خودم و رب زیبای استاد عزیز آقای لطفی نازنین
    چقدر این فایل عالی بود
    من دقیقا همین مشکل داشتم و دارم البته الان کمتر میگم که خدا نخواست یا قسمت نبود.و……
    واقعا همینی هست که فرمودید میخوایم بندازیم گردن خدا و در واقع وجدان خودمون راحت کنیم و خودمون گول بزنیم که خدا نخواست قسمت نبود در صورتیکه که بابا اصلا ما موضوع رو اصل موضوع رو درست درک نکردیم.
    معنی مشیت خیلی عالی بیان کردید.ممنونم
    الان متوجه منظور این کلمه و مشتقاتش شدم

    6

  4. سلام استاد عزیزم خدا قوت آگاهی عالی بود سپاسگذارم واقعا انگار حرفهای رب من بود به من ومثل همیشه به موقع وباصدای دلنشینتون تاثیر گذار بود انشاءالله که از عمل کنندگان واز صابرین باشیم براتون سعادت در دنیاوآخرت آرزومندم

    5

  5. سلام به جمع زیبای رادیو هست،
    سپاسگزارم استاد، مثل همیشه بسیار زیبا و قابل درک توضیح دادید…
    اما در مورد آیه های 23 و 24 سوره کهف یه موضوعی منو تو فکر برد!
    اینکه به پیامبر گفته شده:
    هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام می‌دهم»
    مگر اینکه خدا بخواهد!
    به نوعی موضوع شرک به ذهن من خطور کرد!
    یعنی همون موضوعی که میگه روی خود حساب کردن هم شرک محسوب میشه!
    مثلا من اینجا تجربه ی شخصیمو میگم…
    یه مدت من وقتی میخواستم چیزی بخرم، تو ذهنم واسش برنامه میریختم که خب فردا میرم از فلان فروشگاه مثلا میوه میخرم!
    هدفِ من خریدِ میوه بود ولی مسیرش رو من نباید تعیین میکردم!
    بعبارتی درخواست من اجابت میشد اما نه به اون روشی که من تعیین می کردم!
    یعنی ممکن بود خانوادم بخرن یا اینکه هدایت میشدم از یه فروشگاه دیگه ای میخریدم!
    در واقع “سیستم ما” یا همون “انشاالله” چون به همه چیز آگاهی داره و بقولی علیم و محیط هستش،
    بنابراین میدونه که روزی باید دقیقا به دست کی برسه و از چه مسیری خواسته ی من برآورده بشه!
    و فکر می کنم به خاطر همین هم در ادامه ی آیه گفته شده:
    هرگاه فراموش کردی، پروردگارت را به خاطر بیاور؛ و بگو: «امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند!»
    یعنی اگر فراموش کردیم و هدایتها رو نادیده گرفتیم و طبق برنامه ریزی خودمون عمل کردیم،
    خدا رو به یاد بیاریم و از او بخواییم که ما رو به راه بهتر هدایت کنه…
    میشه گفت انشاالله یعنی طبق علمِ خداوند (همون هدایتها و الهامات) عمل کردن نه طبق علمِ ناچیزِ خودمون!
    برداشتِ شخصیِ من ازین آیات به این شکل بود و مطمئناً مفاهیم عمیق تری هم در پشت این آیات نهفته هست که
    استاد عزیزمون گوشه هاییش رو به زیبایی برامون تشریح کردن…
    در پناه خدای مهربان شاد و سلامت و سربلند باشید…

    9