0
0

نقش کنترل ذهن در خاموش کردن نجواها ی ذهنی

1430 بازدید

کنترل ذهن (( تقوا -self control))  مهمترین قانون جهان هستی

 

تقریباً تمام فکر کردن‌ها و رویاپردازی‌های غیرارادی نوعی صدای ذهن هستند. این نوعی صدای پس‌زمینه است که در همه کارهایمان اخلال ایجاد می‌کند. ما هیچوقت در زمان حال نیستیم. همیشه به چیزی دیگر فکر می‌کنیم به جای اینکه روی کاری که آن لحظه انجام می‌دهیم تمرکز کنیم. اگر همیشه به چیزی دیگر فکر کنیم، هیچوقت از زمان حال لذت نخواهیم برد.

من مهارت کنترل ذهن را به ۳ دسته تقسیم میکنم و برای هر کدام از یک باور استفاده میکنم که اگر آن باور ساخته شود این مهارت کنترل ذهن در هر مورد حاصل میشود. برای درک بهتر برای هر کدام هم یک مثال میزنم:

مورد اول- وقتی ذهن درگیر آینده میشود: نجواها به این صورت خودشان را نشان میدهند که ذهن درگیر نشدنها ، ترسها و نگرانیها میشود.
مورد دوم- وقتی که ذهن درگیر گذشته میشود: درگیر حاشیه هایی که باید اعراض شود.
مورد سوم- یک حالت بینابین است بین مورد اول و دوم: ذهن میگوید ببین این مدت اینجوری بوده(گذشته)، الانم همینجوریه (لحظه حال) و ازین به بعدم همین جوری میشه دیگه (آینده) در اینجا همه احساسات بد حمله ور می شوند: ترس، نگرانی، خشم، ناراحتی، استرس و افسردگی .
مورد اول:
یک وقتهایی داریم روی باورهای مان کار میکنیم تا به یه خواسته ای برسیم. این خواسته میتواند افزایش درآمد باشد/بدست آوردن خانه رویایی یا ماشین دلخواهمان باشد/کسب رتبه یا مقام قهرمانی در رشته مورد علاقه مان باشد/ ازدواج کردن باشد/ شروع یک کسب و کار باشد و هزار تا چیز دیگر ؛اینجا ممکن است نجواهای ذهن وارد شود و بگوید اگر نشود چه؟ اگر فلان اتفاق بد بیفتد چه؟ اگر این چیزی که فکر میکنی و دوست داری اتفاق نیفتد چه؟ اگر فلان بشود بهمان نشود چه؟ و به این صورت در ما احساس ترس ، نگرانی و استرس ایجاد میکند. (استرس برای اتفاقات آینده و افسردگی برای اتفاقات گذشته است تنها باوری که اینجا به داد ما میرسد این باور است که:
این مسیری که پیش روی ماست کاملا سفید است هیچی در این مسیر نیست ک بخواهیم به آن فکر کرده و نگران باشیم؛
خالیه خالیه.
هیچ اتفاقی داخل مسیر نیست. هیچ چیزی از قبل مشخص نشده و هیچ چیزی از قبل نوشته و تقدیر نشده است یک تابلوی سفید که باید نقاشی اش کنیم. هیچ اتفاقی در این مسیر پیش روی ما نیست. و این ما هستیم که می توانیم اتفاقات داخل این تابلو را بسازیم.

ما بااااید اتفاقاتش را بسازیم.

و فقط و فقط باید روی باورهایمان کار کنیم تا به آن احساس آفرینش که سرشار ازآرامش و شادی است برسیم.
هیچ برنامه ی کاملی هم از قبل وجود ندارد که گفته شود. چون جهان در هر لحظه فقط به فرکانسهای آن لحظه ما واکنش نشان میدهد. قانون این است: قدم ب قدم مسیر روشن و واضح میشود….
حماقت محض است که از جهانی که دارد با فرکانس کار میکند، بخواهیم کل مسیر را از قبل به ما بگوید تا خیالمان راحت شود/ یا بترسیم و نگران باشیم که نکند آن اتفاقات خوبی که میخواهیم نیفتند.
یعنی اگر همین تصویر را در ذهنتان بسازید که زندگیِ از الان به بعد، خالی است و هیچی داخلش نیست ، ذهن که ساکت می شود هیچ،با تو همراه هم می شود.
ذهن هم میتواند دشمن ما باشد هم میتواند دوست ما شود. اگر به ذهن باورهای خوب بدهیم و راضی اش کنیم دوست ما میشود، همراه ما میشود و نه تنها مانع و ناامیدی ایجاد نمیکند که خودش زودتر از ما دست به کار میشه برای موفق شدن و خوشبخت شدن ما.

مورد دوم:
یک وقتهایی است که ذهن ما مدام درگیر گذشته است. درگیر اتفاقاتی که افتاده و تمام شده. درگیرآدمهایی که به ما بدی کردند . درگیر رابطه عاطفی بدی که داشتیم و تمام شده. باوری که اینجا باید ساخته شود باور لیاقت و ارزشمندی است. وقتی ذهن مدام دارد نشخوار میکند، وقتی گفتگوهای ذهنی مان افتاده اند در یک حلقه معیوبی که هیچ جوره ازآن نمیتوانیم بیرون بیاییم این سوال را از خودمان بپرسیم که: (با مثال رابطه عاطفی) الان من مهم هستم یا آن آدم و رفتارهایی که داشته؟ من چقدر برای خودم ارزشمندم؟
به اندازه ای که برای خودمان ارزش قائل باشیم و خودمان را لایق بدانیم ، به اندازه ای که خودمان مهمترین موضوع زندگیمان باشیم، به اندازه ای که حال خوب و آرامش و شادی خودمان برایمان مهم باشد ، گذشته بی اهمیت می شود .
هیچ چیزی نباید با ارزش تر از وجود ما و زندگیمان برای خودمان باشد.

مورد سوم:
وقتیست که یک حالت بینابینی پیش می آید. اینجا هر دوی آن باورهایی که بالا گفته شد باید ایجاد شود.مثلا رابطه عاطفی بدی که توش هستیم. چون این آدم تا حالا اینجوری بوده نگران هستیم ازین به بعدم همینطور خواهد بود.
تو این مورد هم باید باور لیاقت و ارزشمندی بسازیم . اگر این باور ساخته شود این آدم یا عوض میشود و یا براحتی از زندگیمان می رود. (البته تو این حالت نباید مقاومت کنیم. باید اجازه دهیم جهان کارش را بکند و به میزانی ک برای خودمان ارزش قائل باشیم راحت دل میکنیم).
ضمن اینکه وقتی بک گراند ذهنی ما این باشد که مسیر پیش روی ما سفید و خالی است سناریوهای ذهنیمان را متوقف میکنیم که بعضی وقتها می نشینیم درذهنمان جنگ و دعوا راه میندازیم که: (من اینو میگم، بعدش اون فلان جوابو میده، بعد من این جوابو میدمو یکی محکم میزنم تو دهنش) و سناریوهایی ک تمامی ندارد واقعا اگر به این ایمان داشته باشیم که ثانیه بعد ما هم مشخص نیست آیا باز خیال می بافیم؟؟ ایا باز تز میدهیم برای گزینه های ممکن؟!
مثال دیگر: خب تا حالا من فقط x تومن درآمد داشتم ازین ب بعدم همین است…!!!
جواب: باز هم همان توضیحات بالا?

یعنی الان هر مسئله ای که در زندگیتان دارید ، چه در گذشته چه در آینده و چه در لحظه حال، اگر همین ۲تا باور را بسازید و بهشان ایمان داشته باشید، خود بخود ذهن با شما همراه شده و رفته رفته نجواها کمتر و کمتر شده و به 0 میرسند.

قالَ موسىٰ لِقَومِهِ استَعينوا بِاللَّهِ وَاصبِروا ۖ إِنَّ الأَرضَ لِلَّهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ۖ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ
ترجمه:
موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می‌کند؛ و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!»

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://radiohast.com/?p=4738
zahra.otari
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوک

نظرات

3 نظر در مورد نقش کنترل ذهن در خاموش کردن نجواها ی ذهنی

دیدگاهتان را بنویسید

  1. واقعا عالی بود دوست عزیز ممنونم از شما و رب وجود شما بابت این آگاهی که منتشر کردید از رب العابدین میخوام که همگی ما رو هدایت کنه و کمک کنه بتونیم ذهن مون رو کنترل کنیم و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم
    الحمدلله رب العالمین

    3

  2. سلام به زهرای عزیز،طوری به این مقاله هدایت شدم که دنبال جواب سوالم بودم وبا پرسیدن آن از رب وجودم به این مقاله هدایت شدم وجواب سوالم وگرفتم خیلی زیبا توضیح دادین وبرام روشن شد مشکلم ،الحمدالله هذامن فضل ربی سپاسگذارم

    6

  3. درووود زهرای عزیز
    کنترل ذهن مهمترین و اولین گام برای شروع موفقیت و گام گذاشتن تو مسیر زیبای آگاهی و رشد و موفقیته
    لذت بردم خیلی صریح و زیبا توضیح دادید ممنونم

    8